تئاتر پداگوژی (Pedagogy Theater) یکی از مباحثی است که در طی چند سال اخیر سیاست های فرهنگی آلمان به صورت گسترده به آن پرداخته است.آنچه حائز اهمیت است این است که این مبحث به صورت یک رشته دانشگاهی در آمده است.یکی از مراکزی که در کشور آلمان دراین رشته متخصص تربیت میکند،انستیتو تئاتر پداگوژی دانشگاه اوسنابروک (Osnabrueck) است که در مقطع کارشناسی در حال انجام فعالیت است.اطلاعاتی که در این نوشتار آمده است حاصل سفر نگارنده به آلمان و همچنین حضور در سمینار تئاتر پداگوژی است که توسط چند تن از اعضای گروه انستیتو تئاتر پداگوژی دانشگاه اوسنابروک در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. ابتدا سعی میکنیم به این پرسش پاسخ دهیم که تئاتر پداگوژی چیست؟سپس در ادامه به تشریح حوزه های کاری این نوع از تئاتر میپردازیم. تئاتر پداگوژی را می توان به صورت تئاتر تعلیم و تربیت ترجمه کرد زیرا این اصطلاح هر دو مفهوم تعلیم و تربیت را شامل می شود.ارئه تعریفی مشخص برای این نوع از تئاتر بسی دشوار است تا جایی که در کشور آلمان نیز تعریفی ثابت و مشخص ندارد.در واقع میتوان گفت تئاتر پداگوژی مفهومی سیال دارد.بنابراین ابتدا مواردی را مطرح میکنیم که شامل این نوع از تئاتر نمیباشند.نخست اینکه هدف این نوع از تئاتر نمایش دادن هنر بازیگر ی یا به روی صحنه بردن یک نمایشنامه نیست.بلکه تئاتر پداگوژی همچون واسطه ای عمل میکند تا مفهومی را با هدفی مشخص به مخاطبینی تحت عنوان گروه هدف انتقال دهد.دوم اینکه روان درمانی یا تئاتر درمانی نیز محسوب نمیشود.آنچه در ارتباط با تئاتر پداگوژی است هم جواری دو مفهوم تعلیم و تربیت در آن است.بدین معنا که چگونه میتوان از طریق حرفه تئاتر،آموزش داد؟ مفاهیم مترادف با آن شاملٍِتئاتر در تحصیلات، تئاتر برای آموزش، بازی های نمایشی، تئاتر برای توسعه میباشند. ما قادر به پیدا کردن ریشه این مفهوم نیستیم اما در بررسی تاریخی این تئاترمی توان گفت برای اولین بار خانم ناتالی زایس(Natalie Zayas)، یکی از شاگردان کنستانتین استانیسلاوسکی،مقوله تئاتر در ارتباط با کودکان و نوجوانان را مطرح کرد. اصطلاح تئاتر پداگوژی از روسیه وارد آلمان شده است. آنها کودکان را قبل و بعد از دیدن تئاتر بررسی می کردند و تاثیرات تئاتر بر کودکان را مطالعه می کردند. همزمان با تحولات تئاتر در اوایل قرن بیستم مفاهیم تعلیم و تربیت نیز در این هنر شکل گرفت که در پی آن تئاتر در زمینه سیاست نیز مطرح شد. در آن زمان گروههایی در اطراف برلین با ایجاد تمریناتی ویژه برای کودکان در پی بیدار کردن خود آگاهی آنها بر میآمدند. در دهه 60 میلادی کنگره های مختلفی با هدف توسعه فنون و مهارت ها از طریق تئاتر در آلمان برگزار شده است. مبحث دیگری که در رابطه با این تئاتر قابل ذکر است،شیوه های مختلف تعلیم و تربیت بازیگر است. یعنی چگونگی تربیت بازیگر که شامل تمام تمرینانی است که در راستای پرورش ابزار بیانی بازیگر ارئه میشود. کسانی همچون کنستانتین استانیسلاوسکی، استلاآدلر، مایکل چخوف،یوگنی واختانگوف و برتولت برشت از جمله پایه گذاران درس تعلیم و تربیت بازیگر هستند. برشت مباحثی را در ارتباط با آموزش و سیاست مورد بررسی قرار داد و تئاتر آموزشی را مطرح کرد. تئاتری را که مردم در آن به مشارکت می پردازند و بیننده صرف نیستند. تئاترپداگوژی از تئاتر به عنوان وسیله ای در جهت توسعه اجتماعی استفاده میکند. به عنوان مثال در آفریقا از تئاتر برای جلوگیری از ایدز استفاده شده است .در واقع پداگوژیستها تئاتر را به مفهوم روشنگری و ایجاد روشنگری خارج از مسائل سیاسی بکار می برند. تئاتر تعلیم و تربیت در ارتباط با مدارس و دبیرستانها یکی از اولین مباحث تئاتر پداگوژی است. سنین صفر تا هجده سالگی اولین گروههای هدف هستند. به عنوان مثال تئاتر هلیوس در شهر هم(Hamm)آلمان بر روی کودکانی که هنوز وارد مهد کودک و دبستان نشده اند کار می کند تابتوانند آنها را برای آموزش در مقاطع بالاتر آماده کنند. سالمندان نیز یکی دیگر از گروه های هدف هستند که سنین پنجاه سال به بالا را شامل می شوند. در اینجا افراد سالمند خاطراتشان را مرور می کنندکه این در ارتباط با تئاتر بیوگرافیک است. در این تئاتر فرد به روایت خاطرات واتفاقات دوران کودکی اش می پردازد. گروه هدف دیگر معلولین هستند که شامل دو دسته معلولین ذهنی و معلولین جسمی است. گروه دیگر دانشجویان هستند که در اینجا تئاتر دانشجویی مطرح می شود. تئاتر در مراکز تجاری وصنعتی که برای پیشرفت اقتصاد در شرکتهای مختلف اقتصادی شکل می گیرد. دیگری تئاتر مهاجران است که تئاتری بینا فرهنگی محسوب می شود. زندانیان نیز یکی دیگر از گروههای هدف می باشند. تئاتر مذهبی در کلیساها، در جهت بهتر برگزار کردن مراسمات مذهبی وجذب جوانان به کلیسا فعالیت می کند. در ارتباط باتئاتر کودکان و نوجوانان در طی چهل سال اخیر مطالعات فراوانی صورت گرفته است. در بررسی تئاتر کودکان هدف اجرای تئاتر توسط کودکان برای کودکان است. تا بتوانند حساسیتهای خود را از طریق تئاتر به کودکان دیگر نمایش دهند و خود را به هم سن و سالهایشان و والدینشان بیان کنند. تئاتر عروسکی یکی از شکل های بسیار مهم در این حوزه است. در این نوع تئاتر کودکان به کمک عروسکها به نوعی خودباوری در خلق یک تئاتر می رسند و آنها توانایی بازی کردن را در خود محک می زنند. نکته دیگری که دراین زمینه حائز اهمیت است توسعه خلاقیت و رشد علم زیبایی شناسی در کودکان است که سرانجام آنهامی توانند نوعی دیدگاه زیباشناسانه کسب کنند. اما در ادامه این مباحث این سئوال پیش می آید که پداگوژیستها و معلمین تئاتر پداگوژی چه وظایفی بر عهده دارند؟ تئاتر پداگوژی یک گفتگوی دو جانبه است. یک پداگوژیست باید گروهی فکر کند. او باید دیدی انتقادی نسبت به گروهش و کار گروهش داشته باشد و با داشتن تسلط کافی بر مشکلاتی که ممکن است در طول تمرین یا اجرا پیش بیاید آگاه باشد. یک پداگوژیست درارتباط با کودکان باید توانایی ارائه بازی های کودکانه رانیز داشته باشد تا بتواند با آنها وارد بازی شود. کار او در ارتباط با زیبایی شناسی و پرورش زیبایی شناسی است. او باید از آموخته های بازیگری و کارگردانی بهره بگیرد. در ضمن بر نوع رفتارش با گروه هدف آگاه باشد. او باید با شناخت کافی از گروه نحوه برخورد با آنها را مشخص کند و چگونگی رسیدن به هدف را طبق حساسیت های گروه برنامه ریزی کند تا هم ارتباطی صحیح و انسانی شکل بگیرد و هم گروه او را با شور و انرژی همراه کند. هدف اصلی تئاتر پداگوژی انسانها هستند نه هنر تئاتر. در واقع دو اصل مهم در تئاتر پداگوژی انسانها و برقراری ارتباط بین انسانهاست. تا اینجای بحث، با کلیت تئاتر پداگوژی آشنا شدیم. یکی از تفاوت های این نوع تئاتر با تئاتر معمول در این است که تئاتر پداگوژی خارج از منافع مادی یا سیاسی شکل می گیرد و اینکه آنها بر پایه دو مفهوم تعلیم و تربیت، گروه های هدف را انتخاب کرده و در رشدآنها و کسب رضایت افراد گروه هدف از زندگی تلاش می کنند. در کارگاههایی که پداگوژیستها برگزار میکنند تمرکز بر روی تمرینهای دسته جمعی است.آنها افراد را به خلق شخصیتهای مختلف تشویق میکنند تا بتوانند از طریق آن با دیگران وارد کنش و واکنش شوند و در ادامه بتوانند به صورت دسته جمعی به فضایی مشترک دست یابند.آنها سعی میکنند که افراد بتوانند بدون استفاده از کلام با همدیگر ارتباط برقرار کنند.تئاتر پداگوژی با از بین بردن مرزهای شخصی،اجتماعی و فرهنگی ارتباطی انسانی شکل میدهد.در واقع تئاتر پداگوژی با بهره گیری از صدا، بدن و احساسات مشترک بشری؛ در پی ایجاد زبانی مشترک بین آدمهاست. تئاتر پداگوژی دارای حوزه های کاری گوناگونی است که در اینجا به توضیح این حوزه ها و ذکر چند نمونه از آنها میپردازیم. تئاتر پداگوژی در موسسات آموزشی: در این بخش فعالیت به صورت درون سازمانی وبه صورت مستقل انجام می شود. گروه هدف شامل کودکان، نوجوانان، معلولان و سالمندان می شود. پداگوژیست یک نمایش را با گروه علاقه مندان به تئاتر، به روی صحنه میبرد. TPZ یکی از مراکز غیر دانشگاهی تئاتر پداگوژی است که در شهر لینگن قرار دارد . فعالیت های گسترده ی این مرکز شامل برگزاری سمینار ها، فستیوال ها و برنامه های فرهنگی است. از سال 1990 تا کنون، هر دو سال یک بار در نقاط مختلف جهان و هر چهار سال یک بار درشهر لینگن، فستیوالی برای کودکان برگزار می کند.دیگر فستیوالی که این مرکز برگزار میکند «جشن حواس» است که شامل دو بخش تئاتر عروسکی و تئاتر معلولان است. در این فستیوال شرکت کنندگان احساسات درونی خود را از طریق تئاتر بیان می کنند. تئاتر پداگوژی در مدارس: در این قسمت علاوه بر دست اندرکاران تئاتر، معلمین نیز میتوانند از تئاتر پداگوژی استفاده کنند به عنوان مثال معلمین تاریخ،زبان و.... میتوانند از طریق تئاتر مباحث آموزشی خود را به دانش آموزان ارائه کنند. نکته مهم در این بخش این است که آموزش نباید فقط از طریق تدریس به روش معمول در مدارس، بلکه از طریق تجربه آن نیز صورت بگیرد. دانش آموزان میتوانند به صورت گروهی در قالب تئاتر مفاهیم آموزشی را تجربه کنند. ندادن نمره و عدم ارزش گذاری سبب میشود که دانش آموزان بدون دلهره در چنین فعالیتی شرکت کنند. در این زمینه فیلمی تحت عنوان Rhythm is it با همکاری یک کرئوگراف ورهبر ارکستر سمفونی فیلارمونیک برلین و با حضور 250 دانش آموز ساخته شده است. این فیلم تاثیرات رقص موسیقی را بر فرآیند رشد دانش آموزان نشان میدهد.این فیلم موجب شد که مسئولین آموزش و پرورش به این نتیجه برسند که رشد و یادگیری میتواند خارج ازقواعد تدریس و حتی مباحث درسی ثبت شده در مدارس اتفاق افتد . معلمین و متخصصان علوم تربیتی میتوانند در مدارس با کودکان تئاتر کار کنند. بعد از ظهرها زمانی مناسب جهت انجام این کار است .این نوع تئاتر در تئاتر های حرفه ای نیز اجرا می شود. به صورتی که بعد از هر اجرا گفتگوهایی ما بین گروه اجرایی و تماشاگران برگزار می شود که در راستای بهتر شدن اجرا و اینکه تا چه حد تئاتر توانسته یا می تواند بر کودکان موثر باشد به بحث میپردازند. به عنوان مثال تئاتر گریپس دربرلین مستقیما روی موضوعات شخصی و اجتماعی در ارتباط با کودکان کار می کند.که موضوعاتی همچون؛ کودک در ارتباط با اجتماع یا کودک در ارتباط با پدر و مادر و ... مطرح می شود. هدف اصلی در کار با کودکان رساندن آنها به این مرحله است که خود را بشناسند و بتوانند خود را پرورش دهند و آگاهانه خواسته هاشان را در قالب تئاتر بیان کنند. نکته مهم برای پداگوژیستها این است که با کدام گروه از کودکان کار می کنند؟ آیا تازه کار هستند یا در این زمینه تجربه ای داشته اند؟ کودکان بی صبر هستند و می خواهند هر چه زودتر کاری که انجام می دهند به نتیجه برسد و خود را به معرض نمایش بگذارند در غیر این صورت کارکردن برایشان خسته کننده می شود. گروه سنی دیگر در این حوزه نوجوانان هستند که سنین دوازده سال به بالا را شامل می شوند. تئاتر نوجوانان مشکلات شخصی و اجتماعی آنها را بررسی می کند با این هدف که آنها خودرا در مسیر رشد و تکاملشان یاری کنند. مشکلات در این گروه بیشتر است و موضوعات حادتری وجود دارد. هدف به روی صحنه آوردن این مشکلات است تا دیگران نیز بر این مشکلات آگاهی یابند. موضوعاتی همچون تجاوز ویا عشق ورزیدن در این گروه سنی از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرااین موضوع ها مسائل فراوانی را زیر پوشش خود قرار می دهند. هدف، آگاهی جوانان از مشکلات خود و پیدا کردن علت آنها و بیان کردن آنها از طریق تئاتر است تئاتر معلولین: در ارتباط با معلولین زیبایی شناسی خاصی مطرح است. در حوزه هنری، تحت عنوان یک سیاست فرهنگی و به عنوان تئاتری در خور توجه مطرح است. افراد معلول به واسطه تئاتر پداگوژی خود را در اجتماع مطرح و به معرض نمایش میگذارند و از این طریق حضور خود را در اجتماع اثبات میکنند. این باعث میشود جامعه به دور از هر گونه تعصب آنها را به عنوان جزوی از اجتماع قبول کند. پروژه Jobacte: در این بخش با اشخاصی که بیکارند کار میشود. این پروژه تحت حمایت اداره کار با جوانان بیکاری که به سن 25 سالگی رسیدهاند کار میشود تا جوانان بتوانند تواناییهای خود را پیدا کرده و رشد دهند. پروژه کار با زندانیان: در این بخش با زندانیان خصوصاً زندانیان زن کار میشود. افراد در گروه هدف مذکور، انزوا طلب هستند. تئاتر پداگوژی میخواهد با ایجاد فعالیتهایی در زندانها افراد را به هم نزدیک کند و با از بین بردن ترس،اعتماد به نفس کافی را در آنها بوجود آورد تا بتوانند زندگی گروهی خود را به دور از افسردگی ادامه دهد. تئاتر پداگوژی در زمینه طب و درمان: یکی از مباحثی که در این بخش مطرح میشود بازپروری است .پداگوژیستها یک دوره آشنایی با طب و درمان رانیز میگذرانند البته این بخش از تئاتر درمانی مجزا است .افراد تئاتر پداگوژی با کلینیکها در ارتباط هستند و با اجرای نمایش و یا برگزاری کارگاههای آموزشی در بیمارستان ها باعث تقویت روحیه بیماران میشوند. در واقع آنها فضای سرد و بیروح بیمارستان را به فضایی فرهنگی و هنری تبدیل میکنند که سرشار از زندگی باشد. به عنوان مثال بازیگران در لباس و گریم دلقکی وارد اتاق کودک بیمار میشوند و با انجام بازی های مختلف او را خوشحال میکنند. تئاتر پداگوژی در اقتصاد: این بخش حوزه کاری جدیدی است که حدودا سه سال است در آلمان شروع به فعالیت کرده است. هدف،وارد کردن فرهنگ وهنر به محافل و شرکتهای اقتصادی است وهمچنین روشن کردن مسائلی که در شرکتها در حال وقوع است. تئاتر پداگوژی با مطالعه شرکتهای اقتصادی در پی یافتن راه حل مشکلات بر میآید تا ارتباطی درست بین کارمندان و یا کارمندان با اربابان رجوع شکل بگیرد. مشکلاتی از قبیل تغییر نسل شرکت ها از پدر به پسر ومسئله اختلاف سن آنها و یا عدم همکاری بین کارمندان یک شرکت مطرح است. تئاتر پداگوژی در کلیساها: یکی از معضلات موجود عدم استقبال جوانان از کلیساهاست. سعی تئاتر پداگوژی بر این است که با نمایش متون مذهبی در کلیساها نه فقط از طریق کلام بلکه سایر عناصر اجرایی، ارتباطی حسی بین جوانان و کلیسا بوجود بیاورد و خارج از مسائل مذهبی، کلیسا به عنوان مکانی برای نمایش، جوانان را به خود جذب کند. در لینگن خانم نادین گیزه، یکی از مدرسان انستیتو تئاتر پداگوژی، به مناسبت صدمین سال ساخت یکی از برجهای کلیسای شهر، اجرایی بر پایه داستان برج بابل با حضور دانشجویان ارائه کرده است . تئاتر پداگوژی در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی: تئاتر پداگوژی امری فرهنگی و هنری است که به بررسی شخصیت افراد میپردازد تا خودشان را بشناسند و بتوانند مسائل خود را به جامعه بازتاب دهند. تئاتر پداگوژی در رشد جامعه میتواند موثر باشد زیرا از طریق تئاتر میتوان دید و تغییرایجاد کرد . در نتیجه حضور تئاتر پداگوژی به عنوان یک رشته دانشگاهی که به پرورش آدمهایی میپردازد که آموزش را از طریق هنر تئاتر انجام میدهند، امری ضروری است.انستیتو تئاتر پداگوژی دانشگاه اوسنابروک در سال 1998 در شهر لینگن تاسیس شد. تاکنون حدود 120 نفر از آن فارغ التحصیل شدهاند.این رشته در مقطع کارشناسی ارائه میشود و شامل 6 ترم است.تاکید بیشتر دروس بر زمینه های تئوری است تا عملی.هر دانشجو باید یک دوره کار آموزی طی کند.در پایان فارغ التحصیلان به مدارس و موسسات آموزشی فرستاده میشوند تا بتوانند به عنوان اعضای تئاتر پداگوژی در راستای آموزش از طریق تئاتر خدمت کنند. بوت Bot مرکزی است که تمام سیاستهای تئاتر پداگوژی را پیگیری میکند و در حال حاضر 1500 نفر عضو فعال دارد که در رشد تئاتر پداگوژی همکاری میکنند. . یکی دیگر از مراکز، تئاتر Best در شهر Bremen است که حدود 10 سال است فعالیت می کند به صورتی که هر سال افرادی اضافه یا کم می شوند. آنها در پی حل مشکلات جوانان هستند. به عنوان نمونه در یکی از کارهایشان از شرکت کننده میخواستند که تصورخود از آینده را به نمایش بگذارد. یکی از موضوعهایی که آنها بر آن تاکید دارند بیکاری است.آنها از شرکت کننده میخواهند توانایی های خود را بیان کند تا از این طریق استعدادهای خود را تقویت کند وبیکاری مانع رشد او نشود.این مرکز اغلب مکانهای مخروبه رابرای اجرای نمایش بکار می برد. در ضمن متونی که با آنها کار می شود محدود است زیرا افراد شرکت کننده حرفه ای نیستند. تئاتر پداگوژی درمراکز تئاتری: از سال 1998 به بعد در آلمان مراکز تئاتری با مدارس در ارتباط مستقیم هستد. دست اندکاران تئاتر پداگوژی به میان کودکان در مدارس می روند و موضوعات خود را پیدا می کنند و یااینکه نمایش را در مدرسه اجرا می کنند.این امر باعث نزدیک شدن کودکان به تئاتر میشود. علاوه بر این مراکز تئاتری، تئاترهای شهر نیز نمایشنامه هایی مشخص برای کودکان اجرا می کنند. معلمین در مدارس اطلاعات کافی درباره نمایشی که قرار است ببیینند در اختیار کودکان می گذارند و اغلب نقش های نمایشنامه در حال اجرا را با کودکان تمرین می کنند. این امر باعث میشود که هنگام دیدن نمایش نوعی کنجکاوری و هیجان در کودکان بوجود آید. تئاتر پداگوژی در رشد تئاتر نیز نقشی مهم ایفا میکند. به این نتیجه میرسیم که با مقولهای وسیع، مُنعطف و تاثیر گذار روبرو هستیم. امروزه در آلمان این نوع تئاتر با دادن نتایج مثبت اعتماد مراکز مختلف اجتماعی را به خود جلب کرده است. در واقع پداگوژیستها در صددند تا تئاترشان را به محافل مختلف اجتماعی ببرند واز طریق تئاتر در رشد و پیشرفت جامعه گام بردارند. جامعه نیز به اهمیت وتاثیر تئاتر پداگوژی پی برده است.در این تعامل پداگوژیست ها آغاز کننده هستند و بدون هیچ هدف ذائدی در رشد جامعه تلاش میکنند. |